کد خبر : 66854
تاریخ انتشار : پنج شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۳:۰۱

خسوسیسم چیست و خسخسو کیست؟!

خسوسیسم چیست و خسخسو کیست؟!
با تحقیقی اجمالی دیدیم خسخسوتی ها به طرز وحشتناکی در حال تکثیرند و هر روز به تعدادشان اضافه می شود. قبل از پی بردن به این پدیده، خبرهایی می شنیدیم اما عمرا فکر نمی کردیم این ها همان دار و دسته مکتب کذایی باشند.

پایگاه خبری فوتسال ایران-
راستش را بخواهید ما هم اولش نمی دانستیم معنی این خسوسیسم چیست و اصلا باورمان نمی شد همچین چیزی در مملکتمان داشته باشیم تا اینکه با جدی شدن کار رفتیم سراغ کتاب «مکاتب نوین» نوشته امیر تتلو و یک نسخه از آن را سفارش دادیم تا به دفتر تحریریه پایگاه خبری بیاورند.
با بچه ها نشستیم و بالاخره در صفحه ۳۴۸ از جلد پنجم این کتاب، چیزی که می خواستیم را پیدا کردیم. تتلو در این باره نوشته است:
«خسوسیسم مکتبی است که در دهه سوم ظهور فوتبال سالنی در کشورمان پایه گذاری شد و روز به روز هم به پیروان آن اضافه می شود.عاشقان این مکتب در جای جای این سرزمین گل کوچیک باز، همواره سعی دارند اندیشه و تفکرات مربی بزرگ عصر حاضر، یعنی فیلیپه خوان پابلو آلفونسو د تودوس لوس سانتوس ملقب به خسوس کاندلاس رودریگو معروف به پروفسور را همواره در زندگی، سرلوحه کارشان قرار دهند.
پیروان خسوسیسم را مثل مکاتب دیگر چون تتلی ها به نام خسخسوها می شناسند اما این گونه از جانداران خودشان را همچون تتلیتی با نام خسخسوتی صدا می زنند و شدیدا هم روی آن تعصب به خرج می دهند.»
داخل پرانتز بگوییم این بخش آخرش را به عینه دیده ایم چون خسخسوها اجازه ندادند آن ها را در این مطلب کاملا جدی با نام اصلیشان صدا بزنیم و ما هم که گردنمان از مو باریک تر؛ میگوییم خسخسوتی ها. شما هم بگویید خسخسوتی!
بگذریم؛ با مطالعه این بخش از کتاب، قید صفحه ۳۴۹ تا ۹۰۰ را زدیم و همراه با بچه های تحریریه، راهی دفتر شیخ بزرگ سالنی بازهای مقیم مرکز، عباس ترابیان شدیم تا بگوییم آقا این چه وضعش است. می خواستیم بگوییم شما این نان را در کاسه ما گذاشتی ولی دیدیم کاسه ای زیر نیم کاسه است.
شیخ که خود از پایه گذاران این مکتب به حساب می آمد، از دست هر چی خسوس و خسوسیسم و خسخسوتی به ستوه آمده بود و در حالی که مصاحبه ای طوفانی علیه اش می کرد، بر سرش می کوبید و از آن آب دارها نثار خسخسوها می کرد.
این طور شد که قید شیخ را هم زدیم و گفتیم می رویم سراغ اصل کاری یعنی همان فیلیپه خوان پابلو و غیره. ردش را در خیابان های ساراگوسا زدیم و خوزه ونانسیو لوپز خبرنگارمان را فرستادیم سراغش.
بنا به گزارش خوزه ونانسیو لوپز خبرنگار ما از سرزمین ماتادورها، به محض اینکه پروفسور پایش به فرودگاه مادرید رسیده، تاج پروفسوری اش را گرفته، شنل قرمزی روی دوشش انداخته و فرستاده اندش پی گاو بازی تا دیگر هوس آمدن به سرزمین سالنی بازها به سرش نزند و بیش از این با آبروی ژاوی بازی نکند که جایگاه ویژه ای نزد آنان دارد.
با رسیدن این گزارش به دستمان دیدیم این آقای فیلیپه خوان پابلو و غیره اوضاعش داغان تر از این هاست که بخواهیم مصاحبه ای چالشی درباره رواج مکتب خسوسیسم در سرزمین سالنی بازها با او بگیریم و به این ترتیب پروفسور، نه ببخشید، آقای ماتادور را در خیابان های ساراگوسا به حال خودش رها کردیم و آمدیم تا دوباره یقه خودی ها را در سرزمین خودمان بگیریم.
با تحقیقی اجمالی دیدیم خسخسوتی ها به طرز وحشتناکی در حال تکثیرند و هر روز به تعدادشان اضافه می شود. قبل از پی بردن به این پدیده، خبرهایی می شنیدیم اما عمرا فکر نمی کردیم این ها همان دار و دسته مکتب کذایی باشند. دیگر وقتی شنیدیم منتقد بزرگ خسوسیسم خود به این مکتب گرویده و سالنی بازهایش را به جای گرفتن ریال قطری می فرستد تا درهم امارات بگیرند، بیخیال شاگردان کلاس پروفسور شدیم و خود، نعره زنان به مکان نامعلومی متواری گشتیم تا حداقل این سایت بیچاره از این مکاتب ظاله در امان باشد.
به قلم: علی احدی

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.