کد خبر : 230126
تاریخ انتشار : یکشنبه 15 آبان 1401 - 11:20
-

/یادداشت/

بی‌ارزشی غرور استانی و افتخار ملی در فوتسال بندرعباس؛ اینجا، صنایع بی‌پشتیبان هرمزگان!

بی‌ارزشی غرور استانی و افتخار ملی در فوتسال بندرعباس؛ اینجا، صنایع بی‌پشتیبان هرمزگان!

صنایع پشتیبان هرمزگان این روزها در بندرعباس بی‌یار و یاور مانده است.

به گزارش پایگاه خبری فوتسال، صدای با حرارت گزارشگر شبکه ورزش سیما در تلویزیون‌های شهر بندرعباس به گوش می‌رسد؛ از جام ملت‌های آسیا و بازی تیم‌ملی فوتسال ایران گزارش می‌کند. نام یک بازیکن بندری را می‌گوید؛ محمد حسین بازیار. گزارشگر می‌گوید برای اولین بار است که در تاریخ، تیم‌ملی فوتسال بزرگسالان بازیکن بندری داشته، می‌گوید از باشگاه صنایع پشتیبان آمده. ترکه‌ای است و دریبل‌هایی می‌کند که حال مردم بندرعباس را در گرما خوب می‌کند. او لحظاتی بعد برای تیم‌ملی ایران گلزنی می‌کند و اولین گلش را هم چه قشنگ می‌زند. صداهایی با کف زدن‌های تند بندری که انگار دو چوب به هم می‌کوبند و بادی در غبغب انداخته و از ماشاالله، ماشاالله گفتنشان می‌شود فهمید که چه کیفی کرده‌اند از گل زدن یک بندری برای تیم‌ملی. چوک بندر، بدجور مردم شهرش را غیرتی کرده :«بهش پاس بدین، شیر مادرش حلالش، دیدی چه خوب زد؟» و …

یک هفته بعد- ستاره بندری از جام ملت‌های فوتسال آسیا با مدال نقره به بندرعباس بازگشته و همه با گل و شیرینی در فرودگاه کنارش خوشحالی می‌کنند. مسئولان ورزش استان، هیات فوتبال و … هم آمده‌اند البته آنها برای ثبت یک عکس در رزومه کاری. همبازیانش همه آمده‌اند، مدیرعامل، مربی و خیلی از هواداران بندری باشگاهش؛ صنایع پشتیبان هرمزگان. مسئولان باشگاه به دنبال این بودند تا برای این بازیکن افتخارآفرین‌شان کاری کنند؛ شغلی، هدیه مالی قابل توجهی یا هر چیز دیگری که او را خوشحال و البته دلگرم کند اما دست تنها، فعلا صورتشان را با سیلی سرخ نگه داشته‌اند تا بازیکن شهرشان احساس کمبود نکند. روبوسی، بغل و چند شاخه گل و هدایایی تنها در حد وسع چون باشگاه فعلا بودجه خوبی ندارد.

۱۰ روز بعد- جلسه در استانداری هرمزگان است. استاندار یک طرف میز در کنار مشاوران خود نشسته و طرف دیگر مدیران صنایع استان حاضرند. یکی با گوشی صحبت می‌کند، یکی نکاتی را یادداشت کرده که بگوید و چند نفری هم فضای مجازی را چک می‌کنند و لبخندی به لب دارند. استاندار که صدایش را صاف می‌کند یعنی می‌خواهد موضوع مهمی بگوید. ناراحت است. ناراحت از اینکه اساسنامه باشگاه صنایع پشتیبان بازیچه شده. مدام می‌گوید پس سهم شما کجاست؟ می‌گوید مگر دور همین میز، همان روز اول توافق نکردیم که هر کس گوشه‌ای از هزینه‌های باشگاه را بگیرد؟ شادی مردم را ندیدید؟ این همه جوانی که در سالن برای تماشای بازی‌ جمع می‌شوند را ندیدید؟ واقعا باید دوباره بگویم جوان ما در اینجا چقدر در معرض آسیب است؟ مگر ما با شما مدارا نکردیم؟ برای همین که به ورزش کمک کنید، کمک حال نشدیم؟ خسارت‌های محیط زیستی که بعضا به استان می‌زنید کجا باید جبران شود؟ اگر جایش ورزش و سلامت نیست پس کجاست؟ همه سرها پایین است و مشاور ورزشی استاندار که مدیرعامل باشگاه هم هست فقط در دفاع از ناراحتی استاندار، سرش را با چهره‌ای در هم مدام تکان می‌دهد. انگار او بیشتر از همه دلش پر است، از اینکه نمی‌شود جواب تیم و هوادار دلسوزش را داد. مگر بالاتر از ورود استاندار هم کاری بوده که انجام نشده است؟ باشگاه‌داری حرفه‌ای که فقط خرج سفر و هتل نیست که یک صنعت پولش را بدهد و خلاص. صدای استاندار بلند و بلندتر می‌شود اما انگار گوش‌ها نمی‌خواهند بشنوند….

چهار هفته بعد– اخبار ورزشی تلویزیون در بندرعباس خبر از ناکامی صنایع پشتیبان می‌دهد :«صنایع پشتیبان با قبول شکست از فولادزرند ایرانیان در جدول باز هم سقوط کرد. این تیم در چهار هفته گذشته تنها یک امتیاز کسب کرده است.» همه در بندرعباس دلخورند. هواداری که پیروزی تیم شهرش را مقابل گیتی‌پسند صدرنشین در بندرعباس جشن گرفته، حالا طاقت شنیدن خبر باخت تیمش به تیم‌های دیگر را ندارد. بازیکنان و کادر هم کلافه‌اند. تیم همان تیم است اما انگیزه ندارد. با کف و هورا مگر می‌شود زندگی راه برد؟ با افتخارآفرینی ملی مگر می‌شود جواب خانواده داد؟ اینجا انگار چیزی که ارزش ندارد افتخارآفرینی و برانگیختن غرور استانی است. اینجا صنایع بی‌پشتیبان هرمزگان است.

 

نویسنده: مهدی جاویدی

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.