تیمهای پایه در انتظار تصمیم؛ رقبا در مسیر پیشرفت

سؤال سادهای وجود دارد؛ مگر شکست مقابل افغانستان برای مسئولان فوتسال اهمیتی نداشت؟ اگر داشت، چرا بعد از آن همه چیز به سکوت سپرده شد؟
به گزارش پایگاه خبری فوتسال، شکست در فینال بازیهای آسیایی جوانان مقابل افغانستان باید زنگ خطر را برای فوتسال ایران به صدا درمیآورد. شکستی که قرار بود آغاز یک بازنگری جدی در ساختار تیمهای ملی پایه باشد، اما در عمل به نقطه پایان همه چیز تبدیل شد. از آن روز تا امروز، نه خبری از تشکیل دوباره تیمهای ملی ردههای پایه است، نه اردویی برگزار شده و نه حتی برنامه مشخصی برای آینده اعلام شده است.این در حالی است که برنامه برگزاری لیگ های پایه نیز هنوز مشخص نشده است.
سؤال سادهای وجود دارد؛ مگر شکست مقابل افغانستان برای مسئولان فوتسال اهمیتی نداشت؟ اگر داشت، چرا بعد از آن همه چیز به سکوت سپرده شد؟
کنار رفتن علی صانعی از هدایت تیم ملی پایه، بدون معرفی جانشین و بدون آغاز یک برنامه جدید، فقط یک تغییر روی نیمکت نبود؛ بلکه نشانهای از بلاتکلیفی در بخشی است که باید مهمترین سرمایه فوتسال ایران باشد. ردههای پایه کارخانه تولید ستاره هستند، نه بخشی که هر وقت مسابقهای نزدیک شد، چند بازیکن را دور هم جمع کنند و اسمش را تیم ملی بگذارند.
سالهای گذشته تیمهای پایه در طول سال چندین مرحله اردو برگزار میکردند، استعدادها زیر نظر مربیان دیده میشدند و بازیکنان برای حضور در تیم ملی رقابت میکردند. اما امروز ماهها از آخرین اردو گذشته و سکوتی عجیب بر این بخش حاکم است؛ سکوتی که هیچ توضیح قانعکنندهای برای آن ارائه نشده است.
از آن طرف، افغانستان همان کشوری که تا چند سال پیش یکی از سادهترین حریفان ایران محسوب میشد، با سرعتی قابل توجه در حال ساختن آینده خود است. آنها منتظر اشتباه رقبایشان نماندهاند. با برنامهریزی، استعدادیابی و سرمایهگذاری روی نسل نوجوان، به دنبال تثبیت جایگاه خود در فوتسال آسیا هستند.
نکتهای که شاید از خود این پیشرفت هم تلختر باشد، این است که افغانستان برای اجرای بخشی از برنامههایش از ظرفیتهای داخل ایران استفاده میکند. در شهرهایی مانند تهران، مشهد، کرمان و قم، استعدادهای فوتسال را شناسایی میکند و بازیکنان مستعد را به چرخه تیمهای ملی خود میافزاید. یعنی در حالی که امکانات، سالنها و استعدادهای موجود در ایران میتواند پشتوانه فوتسال کشور خودمان باشد، رقیب از همین ظرفیتها برای ساختن آیندهاش بهره میبرد.
این مقایسه، بیش از آنکه موفقیت افغانستان را نشان دهد، ضعف برنامهریزی فوتسال ایران را آشکار میکند. کشوری که سالها قدرت اول آسیا بوده، امروز در مهمترین بخش یعنی پشتوانهسازی، دچار رکود شده است.
فوتسال ایران هنوز از اعتبار نسل طلایی خود زندگی میکند، اما هیچ نسلی همیشگی نیست. اگر امروز برای نوجوانان و جوانان برنامهریزی نشود، چند سال بعد،دیگر خبری از آن برتری همیشگی نخواهد بود. تیم ملی بزرگسالان از دل اردوهای منظم، مسابقات پایه و استعدادیابی مستمر ساخته میشود، نه با تصمیمهای مقطعی و واکنشی.
کمیته فوتسال باید پاسخ دهد که برنامهاش برای تیمهای ملی پایه چیست. اگر قرار نیست اردوها برگزار شود، اگر قرار نیست سرمربی انتخاب شود و اگر قرار نیست استعدادیابی ادامه پیدا کند، پس قرار است نسل بعدی فوتسال ایران از کجا بیاید؟
رقبا ایستادهاند و با برنامه جلو میروند؛ اما به نظر میرسد کمیته فوتسال هنوز در خواب شکست مقابل افغانستان مانده است. خوابی که اگر هرچه زودتر پایان پیدا نکند، شاید در آیندهای نهچندان دور، شکست مقابل افغانستان دیگر یک شگفتی نباشد، بلکه به یک اتفاق عادی تبدیل شود.
برچسب ها :تیم ملی فوتسال جوانان ، تیم ملی فوتسال جوانان ایران
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰