کد خبر : 303661
تاریخ انتشار : شنبه 22 آذر 1404 - 9:40
-

ابطحی:شمسایی قرار بود بیاید و سرگرم ورزش باشد ولی فکر نمی کردیم می تواند بازیکن ملی شود/او دیگر در تاریخ تکرار نمی شود

ابطحی:شمسایی قرار بود بیاید و سرگرم ورزش باشد ولی فکر نمی کردیم می تواند بازیکن ملی شود/او دیگر در تاریخ تکرار نمی شود

مربی مطرح فوتسال در گفتگویی تفصیلی از حضورش در این رشته می گوید.

به گزارش پایگاه خبری فوتسال، از سکوی قهرمانی به عنوان بازیکن فوتبال تا کسب مقام چهارم جهان با تیم ملی فوتسال و کشف غیرمنتظره وحید شمسایی. با این مقدمه بخش های فوتسالی گفت‌وگوی سید مهدی ابطحی با ایسنا را بخوانید:

* یکی از نقاط عطف زندگی ورزشی شما، زمان راه‌اندازی اولین تیم فوتسال ایران  و رونق دادن به این موضوع است. شاید اگر فوتسال قرار بود با بازیکنان  تخصصی فوتسال راه اندازی میشد انقدر دیده نمی‌شد؛ ولی حضور ستاره‌هایی  مثل شما باعث شد در آن دوره اقبال و توجه به فوتسال بیشتر شود.  به جام جهانی ۹۲ هنگ کنگ رفتید و چهارم شدید. چه شد که این تیم تشکیل شد و فدراسیون تصمیم می‌گیرد این اعزام را داشته باشد؟

قبل از اینکه به  جام جهانی هنگ کنگ برویم در آسیا بازی‌های انتخابی برگزار شد که ما به عمان رفتیم. چون قرار بود یک تیم از شرق آسیا و یک تیم از غرب آسیا بیاید. در نهایت از آن طرف چین آمد و هنگ کنگ که میزبان بوده است از اینطرف هم تیم ایران صعود کرد. ایران در انتخابی با ۱۹ گل تیم مقابل را شکست داد و تیم دیگر را  با هشت گل برد. در هر صورت به عنوان نماینده منطقه وارد بازی جهانی شدیم. برای جام جهانی، ابتدا تصمیم گرفته شد که ایران نرود. به دلیل مسائل مالی که می‌گفتند ما الان این هزینه را نداریم اما بعد از آن فیفا نامه زد که اگر شرکت نکنید جریمه میشوید که اینها مجبور می‌شوند بروند. فکر نمی‌کردند ما اصلا بتوانیم  از مراحل مقدماتی هم بالا برویم. در آن زمان هم شبیه به الان نبود.

* حضور در جام جهانی مثل هندوانه‌ی در بسته بود.

اولین سال‌ها بود. دوره دوم جام جهانی بود. اینها فکر نمی‌کردند ما بالا برویم. یک مرحله گروهی داشت. از این مرحله گروهی رفتیم بالا سپس مرحله گروهی دیگر داشت و بعد بازی ضربدری نیمه نهایی و فینال بود که سخت‌تر بود. تجربه هم نداشتیم.

* اولین بازی هم به هلند باختید.

بله چون تجربه نداشتیم و حتی اولین بازی هم بازی تدارکاتی بود. در حالی که تیم‌های دیگر همه چندین بازی تدارکاتی انجام داده بودند و دوره‌های قبلی را  دیده بودند. ما هم با یک گروه خیلی سختی افتاده بودیم، اما ما در گروه اول شدیم و بالا رفتیم. در گروه بعدی هم دوباره اول شدیم و سپس به  یک بازی سخت‌تر رسیدیم. ما با آمریکا بازی داشتیم و از طرف دیگر، برزیل با اسپانیا بازی کرد. برزیل اسپانیا را برد و به  فینال رفت. ما با آمریکا بازنده شدیم. در آن بازی اگر همان برنامه تاکتیکی قبلی را ادامه داده بودیم، مطمئن باشید نتیجه بهتری می‌گرفتیم.

* در نیمه اول مقابل آمریکا ۲ بر یک جلو بودید.

بله ۲-۱ جلو بودیم بعد برای محکم کاری آمدیم روی تاکتیک جدید کار کنیم. تاکتیکی که تابحال کار نکرده بودیم و به دفاع منطقه‌ای روی آوردیم. در آن زمان Man-to-Man دفاع میکردیم می‌کردم اما یکدفعه رفتیم سیستم دودو دفاع کنیم که دوتا گل زدند و بعد از آن ما هر کاری کردیم، نشد. در آن بازی بهترین عملکرد را دروازه‌بان آمریکا داشت. دیگر هر تلاشی کردیم گل نشد. تقریبا  ۷ الی ۱۰ تا توپ به تیر دروازه زدیم دیگر داخل گل نرفت و تیم ایران به رده‌بندی رفت.  به نظر من ما آمریکا را راحت‌تر می‌توانستیم ببریم و به فینال برسیم. البته آمریکا  در آن زمان خیلی تیم قدری بود و برنامه خوبی داشتند ولی این تجربه باعث شد مسئولین ورزش متوجه شوند که فوتسال این مملکت پتانسیل‌ خیلی بالایی دارد و به همین دلیل امروز فوتسال ایران به این سطح رسیده است.

* سخت نبود که از فوتبال به فوتسال بروید؟ بالاخره وسعت زمین و قوانین متفاوت است.

چرا، سخت که هست ولی چون ما دائم ماه رمضان فوتسال بازی می‌کردیم، کمی آشنا بودیم. توانایی انفرادی بازیکنان‌مان هم بالا بود. من سالنی خیلی بازی می‌کردم. جامهای رمضان خیلی کمک می‌کرد. الان ما در منطقه غرب آسیا هستیم. در غرب آسیا ما سالی که رفتیم عمان بازی کنیم آنها از چندین سال قبل فوتسال داشتند. الان شما جام جهانی را نگاه کنید، تیم‌هایی که بالا رفتند ۵ تیم از غرب آسیا بوده و فقط تایلند از آن طرف بوده است. بازیکنان عمان، کویت، قرقیزستان در آن زمان  فوتسال داشتند. من سال ۷۱ یا ۷۲ بود که داشتیم بازی می‌کردیم به من گفتند همینجا بایست، با ما بمان و بیا بازی کن. در آن زمان آنها فوتسال داشتند و فوتسال‌شان هم خیلی قدیمی بود. بیشتر هم بخاطر جام رمضان بود. فوتسال در اینطرف یعنی غرب آسیا در خون‌شان است برای همین است که  در جام جهانی هم غرب آسیا موفقیت بیشتری نسبت به شرق آسیا دارد.

* سال بعد از آن جام جهانی فوتسال، فوتبال را کنار می‌گذارید، درست است؟

به اواخر دوران فوتبالم که رسیدیم، فوتبال را کنار گذاشتم. با تیم بهمن بازی می‌کردم، در یکی از بازی‌ها ۳–۰ جلو بودیم، اما ۱۰ دقیقه آخربازی بود که یک بازیکنی از پشت زد و من آسیب دیدم. رباط پاره کردم. آن زمان وضعیت مالی بازیکنان سطح‌شان بالا نبود. مثلا من کلا یک قرارداد بستم که پول گرفتم، همان با باشگاه بهمن بود. بعد من زمانی که می‌خواستم عمل کنم باید کل مبلغ  قرارداد را می‌دادم تا پایم را عمل کنم. فدراسیون هم زمانی که می‌دید شما رباط پاره کردی یا نمی‌توانی بازی کنی هیچکس سراغت نمی‌آمد و خودت هم می‌رفتی آنها کاری برایت انجام نمی‌دادند که مثلا کار شما را حل کنند تا شما که بازیکن این مملکت هستی بتوانی بازی کنی. در واقع اصلا حمایتی از طرف فدراسیون نبود. بر همین حساب ۲ سال زمان برد و بعد این ۲ سال هم دیگر من رفتم سراغ مربیگری که زمین  مربیگری با بازی کلا متفاوت است. تو یک شخص دیگر هستی و یک کار دیگری را باید انجام دهی یعنی هرچیزی که در بازیکنی انجام می‌دهی در مربیگری باید ذهنیت را تغییر دهی و از الان به بعد معلم هستی.

* شغل شما معلمی بود، درست است؟

بله معلم بودم.

* پس مربیگری را هم مثل معلمی دوست داشتید، درست است؟

مربیگری را دوست داشتم. علاقه‌مند بودم به دیگران چیزی یاد بدهم و تجربه‌ام را منتقل کنم.

* نکته دیگری که در رزومه شما وجود دارد. تشکیل اولین تیم فوتسال استقلال است. با آقای فتح‌الله‌زاده استارت دائمی شما برای فوتسال بود، درست است؟

بله من زمانی که مربیگری را شروع کردم، اولین سالی که به عنوان مربی آمدم مربیگری تیم صنایع دفاع را گرفتم  و تیمی که  داشت می افتاد را در لیگ نگه داشتم. سپس با تیم نوجوانان و امید پاس و بعد از آن تیم نوجوانان سایپا کار کردم. بعد، صحبت بر این شد  که به استقلال بیایم. صحبت شد که من به استقلال بروم و دستیار کخ شوم که رفتم صحبت هم کردم. در آن سال لیگ برتر فوتسال  شروع شده بود. بعد آقای فتح‌الله‌زاده تماس گرفتند و به  من گفتند ما می‌خواهیم در اولین دوره لیگ برتر فوتسال، تیم استقلال قهرمان شود و ما از شما می‌خواهیم که به در فوتسال هم باشید. من گفتم بیشتر علاقمند هستم در فوتبال کار کنم تا فوتسال. آقای فتح‌الله‌زاده گفتند باشد مشکلی نیست شما بیا مربی فوتبال بشوید و در فوتسال هم سرمربی باش. پس از چند جلسه ای که با تیم فوتسال داشتم، آمدم به اقای فتح‌الله‌زاده گفتم من باید بین فوتسال و فوتبال یکی را انتخاب کنم چون اگر در فوتبال باشم به فوتسال نمی‌توانم کمکی کنم و اگر در فوتسال باشم به فوتبال نمی‌توانم کمکی کنم. ایشان از من خواست که تیم فوتسال را اداره کنم و گفتند که قهرمانی اولین سال لیگ برتر فوتسال، به نام  استقلال رقم بخورد. در همان سال استقلال قهرمان شد و در جام رمضان هم موفق بودیم. بعد از آن، آقای فتح‌الله‌زاده رفتند آقای قریب آمدند و از آنجا من دیگر فقط پیشنهادهای فوتسال دریافت کردم. ۷با ۸ تیم فوتسال می‌خواستند با من قرارداد ببندند و یکی دو پیشنهاد فوتبال هم بود اما نسبت به قراردادهایی که در فوتسال می‌بستم، پیشنهادهای خوبی نبودند.

* ترجیح شما برای مربیگری کدام بود؟

من در آن مقطع فوتبال را ترجیح می‌دادم.

* اشاره کردید که با آقای کخ هم همکاری داشتید. یکی از پرحاشیه‌ترین دوره‌های استقلال زمانی بود که آقای کخ سرمربی استقلال شد. دوره‌ی ایشان ابهامات مختلفی داشت. یکی اینکه آیا بازیکنان از ایشان حرف شنوی دارند؟ آیا قدرت تصمیم گیری دارد یا خیر؟ در آن دوره که با هم همکاری داشتید، کخ را چطور دیدید؟

ایشان مربی بسیار خوبی بود، هم از نظر فنی و هم مدیریتی. البته عملکرد او به حمایت مدیران باشگاه هم بستگی داشت.

* بازیکنان با ایشان درگیری‌هایی داشتند؟

بازیکنان با ایشان درگیری نداشتند؛ ولی بازیکن چیزی را که می‌خواهد، انجام میدهد. اما مربی ممکن است دستورالعمل‌هایش متفاوت باشد. بازیکن باید علاوه بر اینکه کاری که می‌خواهد را انجام دهد باید دستورالعمل‌ها را نیز انجام دهد. خود به خود بعضی بازیکن‌ها این را دوست ندارند ولی این هم باز بستگی به مدیر اصلی دارد. آیا آن مدیر اصلی می‌تواند کاری کند که بازیکنان  به راحتی از سرمربی تبعیت کنند؟

* به فوتسال برگردیم. یک اختلاف  نظری است که وحید شمسایی را چه کسی کشف کرده است؟ برادرش آقای امیر شمسایی، اشاره کرده که خودش کشف کرده  اما منابعی هم هستند که می‌گویند شما او را کشف کردید. ماجرای پیدا شدن استعدادی مثل وحید شمسایی چه بود؟

وحید شمسایی دیگر در تاریخ تکرار نمیشود. او یک بازیکن خیلی بزرگی است و در عرصه‌ی مربیگری می‌خواهد همان چیزی که در بازیگری بدست آورده است، بدست بیاورد. من اینجا می‌گویم که یکسری از حرف‌ها از جانب من زده شود، خوب نیست. امیر ایشان را به من معرفی کرد. او به من گفت که دوست دارد برادرش در ورزش باشد. خانواده‌اش یک خانواده مذهبی است و دوست دارد وحید بیشتر در ورزش باشد چون کار ورزش را خیلی دوست دارد. امیر از من اجازه خواست که وحید به استقلال بیاید. از آن دوره بازی‌ها تقریبا یکی، دوتا دیدار مانده بود تمام شود. گفتم حالا بماند برای سال بعد ان‌شاءالله. در جام رمضان در یک ورزشگاهی سمت رسالت، شب رفتم آنجا که مسابقات فینال و مسابقات سوم چهارمی بود. من مهمان بودم که جوایز را بدهم. آنجا بازی وحید را دیدم.

* سنگین وزن بود؟

بله، وحید خیلی سنگین وزن بود ولی آنجا هم باوجود سنگین وزن بودن، خوب بازی میکرد. کم می‌دوید ولی توپ را بهش می‌دادند دیگر نمی‌توانستند توپ را ازش بگیرند. هم با بدنش که وزنش بالا بود و هم با تکنیکش اجازه نمیداد توپ را بگیرند. من به امیر گفتم این بازیکن خیلی بازیکن خوبی است. امیر گفت داداشم وحید است که به شما معرفی اش کردم. من آمدم پایین به وحید گفتم وحید تو خیلی خوب بازی میکنی و تو یک روز بازیکن ملی این مملکت میشوی. وحید فشارش افتاد و نشست زمین. امیر به من گفت که من در تیم ملی بازی نکردم، آن وقت وحید بازی کند؟ بعد از آن استقلال دیگر نمی‌خواست تیم‌داری کند، پس من به تیم دیگری رفتم که هم امیر هم وحید آمدند داخل آن تیم. من بازی دوم یا سوم وحید را بازی دادم که در آن بازی که گیر کرده بود، وحید گل زد.

* در آن زمان وحید چند ساله بود؟

من الان دقیق نمی‌دانم. ۷۷ اولین دوره لیگ بود که وحید از دوره دوم وارد لیگ شد. با تیم قم بازی داشتیم که تیم خوبی هم بود. آن سال هم آنها نایب قهرمان شدند و ما قهرمان شدیم. بعد در بازی مقابل نماینده قم، روند مسابقه به مشکل برخورده بود. وحید را به راس آوردیم و او چرخید و گل زد. دیگر ما برنده بازی شدیم. شاید بگویم تا ۵ دقیقه آخر بازی که وحید را به داخل زمین نیاورده بودم، بازی به مشکل خورده بود. از آنجا دیگر وحید فیکس شد و تیم ملی دعوت شد و بعد به اردوگاه سیاسی‌ها رفت و نتیجه هم گرفت. اما امیر ایشان را به ما معرفی کرده بود به عنوان اینکه بیاید و سرگرم ورزش باشد ولی فکر نمیکرد وحید میتواند بازیکن ملی شود.

* آنقدر روی آن حساب باز نکرده بودند…

بله. خودش هم این را به من گفت. او گفت من تیم ملی نرفتم، او (یعنی وحید) برود تیم ملی. همان جا به من انتقاد داشت یعنی منظورش این بود که شما مشغول روحیه دادن به وحید هستید.

* دیر هم کشف شد. من الان حساب کردم، بیست و چهار ساله بود.

بله.

* با اضافه وزنش چه کردید؟ البته خودش یکسری روایت‌ها دارد که بیست و خرده ای سال است که برنج را کنار گذاشته است. قطعا شما بعنوان اولین مربی حرفه‌ای او نقش مهمی داشتید.

در هر صورت ما با پزشکان تغذیه در ارتباط بودیم و به ما راه حل می دادند. ما به وحید گفتیم اگر میخواهی لاغر شوی باید ۷۰ درصد تغذیه خودت را کنترل کنی. ۳۰ درصد هم تمرین کردن تاثیرگذار است. تمرین کردن هم سخت است. یک کاری است که ما می گوییم و تو باید انجام بدهی. بچه‌ها یک ساعت تمرین می‌کنند تو باید ۳ ساعت تمرین کنی. می‌توانی این کار را انجام بدهی؟ بعد در کل تو باید ۴ غذای خودت را کنترل کنی. برنج خودت را کنترل کنی. نان، سیب زمینی و ماکارونی را دیگر نباید بخوری یا خیلی کم باید بخوری. یا نوشیدنی‌های قنددار را باید کنار بگذاری. اگر این کار را انجام بدهی سریع میتوانی جواب بگیری. وحید هم سنگ تمام گذاشت.

* این پروسه چند وقت طول کشید؟

چیزی حدود ۳ ماه طول کشید. فکر کنم در ۳ ماه از ۱۲۵ کیلو به وزن هفتاد و خرده ای خودش را رساند. چون آن موقع پزشکان به من می گفتند که نباید در ماه پنج و نیم یا شش کیلو بیشتر کم کند. ولی ما میخواستیم به مسابقه برویم. قرار بود لیگ هم ۳ یا ۴ ماه دیگر برگزار شود. دیگر ایشان هم کلاً هیچی نمی‌خورد. بعد هم می آمد ۲ ساعت با بچه‌ها تمرین می‌کرد. از بچه‌ها زودتر می‌آمد. نیم ساعت تمرین می‌کرد و بعد همراه بچه‌های تیم تمرین می‌کرد. بعد از تمرین تیمی هم یک ساعت تمرین می‌کرد.

* فکر میکردید بتواند این کار را بکند؟

معمولاً کسانی چاق هستند خیلی سخت می‌توانند این کار را انجام بدهند. خیلی‌ها مستعد هستند ولی یکسری چیزها به این‌ها می خورد که ما به آن آفت می‌گوییم. همین چیزها اجازه نمی‌دهد اینها رشد کنند و نشان داده شوند. ولی تلاش وحید شمسایی خیلی خوب است. خیلی علاقه داشت.

* پس ۲۰-۲۵ سال برنج نخوردن را از آنجا شروع کرد…

بله دیگر از آنجا نخورد. الان هم اگر می‌توانست بازی کند، واقعاً دوست داشت بازی کند. 

* همین الان هم؟

بازی کردن را همین الان هم خیلی بیشتر دوست دارد.

* به صورت فیزیکی شرایط خوبی دارد.

بله. می گویم همین الان هم همین موارد (رعایت رژیم غذایی) را رعایت می‌کند. به نظرم تلاش و پشتکار وحید شمسایی فوق العاده بوده است.

* شما یکی از مطرح‌ترین فوتبالیست‌هایی بودید که وارد فوتبال شدید. جزو اولین مربیان حرفه‌ای فوتسال هم بودید. ولی تجربه سرمربیگری تیم ملی را نداشتید. چرا؟

مربی تیم ملی بودم. شما باید دنبال این بروید که سرمربی تیم ملی شوید.

* خیلی در رابطه تاثیرگذار است.

بله اینجوری است. نه این که دنبال شما بیایند و بگویند شما مربی خیلی خوبی هستی و ۳ تیم را گرفته ای و قهرمان کردی. مثلاً ما با تیم‌های معمولی آمدیم. تیم دهم جدول را مثلا گرفتی و با همان بازیکنان، تیم سوم جدول تحویل دادی. پس تو مربی ایده‌آلی هستی، نخیر اینطوری نیست. باید خودت به دنبال آن بروی.

* در دوران حیات فوتسال یکسری مربیان اصلاً سابقه و تجربه شما را نداشتند اما سرمربی تیم ملی شدند.

الان هم خیلی از مربیان را می‌بینم که بازیکنان خیلی بزرگی بودند. درکار مربیگری هم وارد شدند. بعضی از آنها وقتی خواستند وارد حوزه مربیگری شوند خیلی مطالعه داشتند و کار کردند. بنابراین موفق هم شدند. ولی کسی دنبال این‌ها نمی رود.

* در حال حاضر وحید شمسایی را در تیم ملی چطور می‌بیینید؟ یک دوره پرانتقادی را گذراند مخصوصاً بعد از جام جهانی که به مراکش باختیم و آن بازی عجیبی که در ثانیه آخر توپ ما به تیر دروازه خورد. کلاً کمی تحت فشار است.

الان تیم‌هایی مثل ژاپن، تایلند، ازبکستان و جدیداً افغانستان و عربستان خیلی خوب شده اند.

* ما با تیم عربستان در بازی‌های آسیایی مساوی کردیم.

بله. همه این‌ها همینطوری جلو می‌آیند. ما بررسی که انجام می‌دهیم ما در بعضی جاها مشغول ایستادن یا در جا زدن هستیم. یکسری جاها هنوز مشغول پیشرفت هستیم. بعضی از این تیم‌هایی که اسم بردم از سطح ما بالاتر رفتند. مثلاً تیم مراکش در حال حاضر خیلی شناور بازی می‌کند. ما اصلاً چنین بازی انجام نمی‌دهیم. 

* بیشتر بازیکنان افغانستان در لیگ ایران بازی می‌کنند و پیشرفت خوبی داشته اند.

بله شناخت دارند. این شناخت خیلی اهمیت دارد. بعد اینکه آنها آمدند و با ما بازی می‌کنند. همین که در کنار ما بازی می‌کنند فوتسال‌شان عین ما می‌شود و در واقع بازیکن ایرانی هستند. آنها از بچگی در ایران بودند و بنابراین رشد اینها مساوی با رشد فوتسال افغانستان است. ولی باز هم فوتسال ما بالاتر از تیم افغانستان است. ما نسبت به مراکش در یکسری مقوله‌ها عقب هستیم و در یکسری مقوله‌ها جلو هستیم. مثلاً ما در کار انفرادی جلو هستیم؛ اما آنها در کار گروهی کمی از ما جلوتر هستند. ولی باز فوتسال در خون ما هست و همین موضوع در بعضی جاها برتری را به ما می‌دهد و بعضی جاها، برتری نمی‌دهد. ۸۰ درصد فوتسال ملی در باشگاه‌ها است. یعنی ما باید در باشگاه‌ها مربیان و بازیکنان خوبی داشته باشیم. چرا که در آنجا ساخته می‌شوند. یک زمانی بود بازیکن در تیم ملی ساخته می‌شد. در واقع بازیکنان در اردوی ملی ساخته می‌شدند. الان دیگر نه. کاری که در باشگاه‌ها انجام می‌شود، ۸۰ درصد بازیکنان آنجا هستند. تیم ملی خیلی بتواند به این‌ها رشد بدهد ۲۰ درصد است.

* حدود ۵ یا ۶ سال پیش یکسری بازیکنان لژیونر می‌شدند و مخصوصاً به اسپانیا یا دیگر کشورهای اروپایی میرفتند که به سطح فنی‌شان اضافه شود ولی همه آنها در این یک یا دو سال برگشتند. ما یک چیزی در فوتبال داریم که باشگاه‌های ایرانی نسبت به باشگاه‌های خارجی، به بازیکنان ایرانی پرداختی بیشتری دارند. در فوتسال هم همین اتفاق افتاده است؟

همین اتفاق افتاده است. مثلاً در آنجا بازیکن ۳ هزار دلار می‌گیرد که بازیکن ملی هم است. اینجا همان بازیکن ۱۱ میلیارد قرارداد دارد. معلوم است که به کشور برمی‌گردد و کارش را در اینجا پیگیری می‌کند.

* به نظر شما این موضوع به فوتسال ما ضربه نمی‌زند؟ بالاخره شرایط زندگی و تمرین در اروپا حرفه‌ای‌تر است. حداقل روی شخصیت حرفه‌ای بازیکن تاثیر می‌گذارد. این موضوع به نظرتان باعث درجا زدن فوتسال ما نشده است؟ البته لیگ فوتسال ما تقریباً سطح خوبی دارد.

در حال حاضر بازی‌های لیگ را تماشا نمی‌کنم؛ ولی بازی‌های ملی را می‌بینم. البته بعضی مواقع، برخی بازیها را می‌بینم. ما از لحاظ کارهای گروهی سطح خودمان را بالا نمی‌بریم. یا اصلاً بازیکنان اجازه نمی‌دهند که این بالا برود. بیشتر دوست دارند کار انفرادی انجام شود و زیاد با این مقوله موافق نیستند. ولی دائم مشغول بهتر و بهتر شدن است.

* البته این موضوع به مربیان برمی‌گردد؟

بله این موضوع به مربیان ما برمی‌گردد. من گفتم که سطح فوتسال مملکت ما اگر قرار است بالاتر از وضعیت فعلی برود، مرتبط به کاری است که در باشگاه‌ها انجام می‌شود. آنها می‌توانند سطح را بالاتر ببرند. اگر به کار گروهی بیشتر از کار انفرادی اهمیت بدهند مطمئن باشید که ما به مرور زمان این ویژگی بازی را از دست می‌دهیم. چون الان هر چه به جلوتر می‌رویم ما در دنیا شاهد این هستیم که فوتسال خیلی در حال پیشرفت است.

* به نظر شما با این روند ما جایگاه فوتسال خودمان در جهان را از دست می‌دهیم؟

در حال حاضر این فکر را نمی‌کنم.

* با همین فرمان جلو برویم چطور؟

با همین فرمان پیش برویم، چرا اینطور فکر می‌کنم. ما جزو ۵ تیم برتر دنیا هستیم. بین تیم اول، دوم، سوم تا پنجم خیلی فرقی نیست. ولی یکسری تفاوت‌های جزیی است که برای جبران همین موارد باید ۲ سال تمرین انجام بدهی.

* آن اختلاف کوچک را در یک مدت زمان کم نمی‌توان رفع کرد.

بله برای همان اختلاف کوچک دو سال باید تمرین کنی. باید بازیکن از لحاظ ذهن به درجه‌ای برسد که احتیاج به آن تمرینات برای رفع تفاوت را دارد. باید این کار را انجام بدهیم.

* در حال حاضر شما خودت را یک فوتبالی می‌دانی یا یک فوتسالی؟

در مربیگری تمام وقتم را روی فوتسال گذاشتم. ولی در بازی، فوتبال را ترجیح می‌دهم.

* شما را به عنوان بازیکن خیلی تکنیکی می شناختند. بخواهید خودتان را با یکی از بازیکنان فعلی مقایسه کنید، فکر می‌کنید با چه کسی می‌توانید این مقایسه را انجام بدهید.

تکنیکی که من بازی می‌کردم به درد فوتبال و فوتسال می‌خورد. چون در فوتسال کارهایی که شما انجام می دهید خیلی نمی‌توانید از اینها در فوتبال بهره ببرید. یا در فوتبال انجام میدهید در فوتسال نمی توانید انجام بدهید. ولی من کارهای تکنیکی فوتبال و فوتسال را انجام می‌دادم. ما الان بازیکنانی داریم که فقط می‌توانند فوتسال بازی کنند. دریبل‌زن قهاری هستند اما در چمن نمی‌توانند آن دریبل را بزنند. البته برعکس این قضیه هم هست. فوتبالیست‌هایی داشتیم که در فوتسال آمدند و اصلاً موفق نبودند. بازیکنان انفرادی خوبی بودند اما در فوتسال موفق نبودند.

* پس منظورتان این است که بازیکنان فعلی، کسی نیست که مثل شما این تناسب را داشته باشد.

شاید باشند ولی من ندیدم.

* مهدی قایدی هم نمی تواند؟

آخر مهدی در فوتسال نیامده که بازی کند و من او را ببینم. او باید بیاید فوتسال بازی کند تا ما بتوانیم نظر بدهیم که آیا می‌تواند در فوتسال هم مانند فوتبال کارهای انفرادی خودش را انجام بدهد یا خیر.

* در حال حاضر خیلی بحث مالی در فوتبال و فوتسال همچنین رشته‌های دیگر مطرح است و عرق به پیراهن و پرچم یک باشگاه، وجود ندارد. شاید حرفه ای باشد و شاید هم غیر حرفه‌ای. نظر شخصی هر کسی متعلق به خودش است. ولی می خواهم بدانم اگر شرایط فعلی در دوره شما حاکم بود، باز هم در تیم وحدت می ماندید؟

من خودم به این ورزش خیلی علاقه داشتم. یعنی حتی وقتی که بازیکن ملی بودم در کوچه هم بازی می‌کردم.

* فوتبال بازی کردن برای شما مهم بود…

بله آن دوره عشق داشتند. الان نمی دانم کدام از بازیکنان واقعاً به فوتبال عشق دارند. یکی بر اساس نیاز، یکی بر اساس نگرش، یکی انگیزه مادی هر کدام اینها با همدیگر متفاوت‌اند ولی دوره ما کسی که فوتبال بازی می‌کرد فقط عاشق فوتبال بوده. اگر فوتبالیست خوبی بود، پول به او می‌دادند یا نمی‌دادند، در نهایت فوتبال را  دوست داشت. اصلاً برای موفقیت در هر چیزی سه تا عامل خیلی مهم است. اولی این است که عاشق آن کار باشی. دومی مثبت بودن است. سومی اینکه می‌گویند روابط عمومی خوبی داشته باشی. این ۳ مورد خیلی مهم است. ولی برای هر پدیده ای باید عاشق آن پدیده باشی. الان کسانی را می‌بینم که واقعاً پولدار هستند ولی به کار خودشان ادامه و گسترش می‌دهند و در کارشان دنبال علم هستند. یکسری به آن چیزی که می‌رسند آن را رها می‌کنند. آنها عاشق آن چیز نیستند. اجازه بدهید عشق را برای شما بگویم. شما اصلاً اعتقاد دارید که عشق وجود دارد؟

* دوست داشتن، یعنی یک چیزی را از ته قلب دوست داشته باشید. صرف نظر از اینکه اتفاقات بیرونی چه چیزی هست، شما آن احساس دوست داشتن و تعلق خاطر را به آن حفظ کنید…

عشق چیزی است که یک موقع از بین برود؟

* نه مثل حس مادر به فرزند.

من عشق این را می‌دانم که یک دوست داشتنی که تغییر نمی‌کند.  

* شرایط روی آن تغییری ایجاد نمی‌کند….

اصلاً تغییری نمی‌کند. همیشه هر اتفاقی بیفتد آدم عاشق نسبت به مسئله مدنظرش عاشق است. یکی عشق پدر و مادر نسبت به فرزند است. نه از طرف فرزند. من عشق را دیدم. یکی هم عشق خداوند به بنده‌اش. بنده هر کاری انجام می‌دهد باز هم خداوند او را دوست دارد. حتی اگر بنده بدی هم هست باز خداوند او را دوست دارد و رهایش نمی‌کند. من فقط عشق را در همین دو جا دیدم. عشق از طرف بنده نسبت به خدا نیست. عشق یعنی دوست داشتنی که اصلاً هیچ چیزی نمی‌تواند آن را از بین ببرد. من در مدرسه هستم و این موارد را می‌بینم که شاید فرزند رفتاری انجام بدهد که مادر ناراحت شود اما مادر با وجود این رفتارها باز هم بچه اش را دوست دارد. او رها نمی‌کند. من شما را به عنوان یک انسان کامل دوست دارم و خیلی مودب هستید ولی اگر یک بی احترامی به من کنید، دیگر از تو خوشم نمی‌آید. این نوع دوست داشتن زیاد از بین می رود و این عشق نیست. شما هر کاری کنید عشق از بین نمی رود. حالا فوتبال اینطوری است. شما هر کاری کنید آنها این را دوست دارند و رهایش نمی کنند.

* من سوال دیگری ندارم. شما اگر نکته دیگری مدنظرتان است بفرمایید.

تنها مطلبی که می توانم بگویم این است که در کیفیت زندگی، ورزش مسئله مهمی است. اگر در کیفیت زندگی ۵ عامل باشد، یکی از آنها ورزش است. همانطور که شما در حوزه ورزش زحمت می‌کشید و آن را توسعه می‌دهید و نگاه افراد را به ورزش طوری می‌کنید که اینکار را انجام بدهند، نظرم این است که کاری بکنیم که همه ورزش را دوست داشته باشند و آن را انجام بدهند.

برچسب ها :

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 8 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۸
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.

خرم سه شنبه , ۲۵ آذر ۱۴۰۴ - ۲۱:۵۰

آقای ابطحی در آن دوره فوتسال جام جهانی بهترین بازیکن جهان شد واقعا هم در فوتبال هم در فوتسال بی نظیر و کم توقع بود در قهرمانی آسیا پاسی که به مرحوم قایق ران عزیز داد و گل قایقران همیشه در یاد ها می‌ماند ابطحی در حاشیه نبود دنبال مطرح شدن هم نبود کاش بود

محمد لرکی چهارشنبه , ۲۶ آذر ۱۴۰۴ - ۷:۲۸

بسیار عالی !
دم شما گرم!
افتخار ایران و ایرانی هستید!

علی پنجشنبه , ۲۷ آذر ۱۴۰۴ - ۱:۲۴

ابطحی هافبکی با توانایی محضر بفرد جالب اینکه در دوره ایشان تیم ملی انباشته ازقرمز وآلی بود خیلی هاشون هم استحقاق نداشتنداما ایشان خارج ازاین دونیم بی رقیب وغیرقابل چشم پوشی انشاالله پویا وبرقرارباشند

علی پنجشنبه , ۲۷ آذر ۱۴۰۴ - ۱:۲۷

ابطحی عزیزودوست داشتنی

ناشناس پنجشنبه , ۲۷ آذر ۱۴۰۴ - ۱۶:۲۵

سلام بر ابطحی بازیکن بزرگ دهه ۶۰، با اخلاق مودب و…

مهران جمعه , ۲۸ آذر ۱۴۰۴ - ۰:۵۶

کاش ازش می پرسیدید حالا که مو سپید کردید و مربی شده ایید ، قبول دارید پرویز خان دهداری برای صلاح خودتان انضباط داشت یا هنوز با او مخالف هستید؟

م جمعه , ۲۸ آذر ۱۴۰۴ - ۱۷:۴۶

هزارتا مثل شمسایی توی فوتبال ایران هست چون میتونن روی چمن خوب بازی کن نمیرن سمت فوتسال همون طور که شمسایی یه سال اومد استقلال افتضاح بود روی چمن

مهراب شنبه , ۲۹ آذر ۱۴۰۴ - ۰:۰۵

سید با اخلاق و فنی فوتبال ایران به حقش نرسید